محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
18
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
عفونت و آن را عفص مىسازد و در مادهء متوسط قبوضت و آن را قابض مىكرداند و حرارت معتدله چون تاثير در مادهء لطيف نمايد احداث دسومت مىنمايد و شئ را دسم مىكرداند و در مادهء كثيف احداث حلاوت و آن را حلو مىنمايد و در مادهء معتدله احداث تفاهت و آن را تفه مىسازد پس حرافت آخر طعوم مفردهء اشياى حاره است و بعد از ان مرارت و بعد از ان ملوحت و حموضت ابرد طعوم مفردهء اشياى بارده است و بعد از ان عفوصت و بعد از آن فيوضت و دسومت معتدلترين انواع اشياى معتدله است و بعد از ان حلاوت و بعد از ان تفاهت و اين جدول جامع اقسام طعوم بحسب نواعل و مواد است و اكثر اين مراتب در اكثر اثمار خصوص حلوة آنها بين و ظاهر مىكردد مثلا اكر بر ماده انها رطوبت و لطافت غالب باشد مانند انكور و انبه و امثال اين هر دو كه در ابتدا تفه پس قابض مىباشند باعتبار كثافت ماده و عدم تاثير حرارت در انها كما ينبغي و بعد از ان كه اندك لطافتى يافتند و حرارت در انها اندك زياده تاثير نموده عفص مائل بحموضت مىكردند و رفتهرفته حموضت مىافزايد و عفونت مىكاهد و چون قريب باعتدال رسيدند ميل بحلاوت مىنمايند و آهستهآهسته حلاوت مىافزايد و حموضت مىكاهد تا آنكه شيرين مىكردند و اكر رطوبت در آنها بسيار و وافر باشد بعد از نضج تام چون حرارت منضجهء اصليه ناقص كردد و حرارت غريبه در آنها تاثير نمايد باز حامض مىكردند و اكر مادهء آنها چندان لطافت نداشته باشد و حرارت غريبه قوى باشد مىكرداند آنها را حريف و يا مرود را نبه اين مراتب و اكثر طعوم مشاهده شده در بعض آن طعم شبت و نانخواه و رازيانه و كافور و غيرها نيز دريافت شده و هم برين قياس اثمار ديكر باختلاف مواد و فواعل و با اندك تفاوت تاثير و تاثر آنها متفاوت و مختلف مىكردند چنانچه ذكر يافت * بدانكه بعض طعوم باهم مشاركاند و ليكن در شدت و ضعف و اختلاف ماده و تاثير فاعل متفاوت مانند حريف كه مشارك مرامت الا آنكه در حريف بسبب لطافت ماده ظهور و تاثير فاعل زياده ظاهر است و در هر كمتر و نيز مرو مالح باهم مشاركاند الا آنكه تاثير فاعل در مر زياده است ار ملح و لهذا چون در ملح حرارت زياده از حد لائق تاثير نمايد و لطافت و رطوبت آن را فانى سازد و ماده آن را كثيف كرداند آن را مر نيز مىكرداند مانند ملح مر بخلاف ملح طعام و همچنين قابض با عفص و عفص با حامض و حامض با تفه مشاركاند و ظهور آثار و افعال هريك نيز به همان نسبت بمراتب مىباشد و اللّه اعلم * و اما حريف * بكسر حاء و راى مهملتين و دوم از ان هر دو مشدد و سكون ياى مثناة تحتانيه و فا كه به فارسى تيز و تند نامند آن است كه در حين چشيدن زبان را بكزد و اجزاى آن در زبان نفوذ كند * و از افعال آن جلا و خراشيدن سطح جلد و غوص در ان و تفتيح و ترقيق و تلطيف و تقطيع و تحليل و تنقيه و تعفين و تسخين و احراق است بسبب شدت كرمى و لطافتى كه در جوهر آن است مانند فلفل و خردل و هرچه تيزود راى تيزى باشد بمراتب خود * و اما مر * بضم ميم و تشديد راى مهمله كه بمعنى تلخ است ان است كه بسطح ظاهر زبان نفوذ كند و غوص در ان نمايد و سطح آن را خشن سازد و طبيعت را از ان كراهت و نفرت بود و طبيعت را برهمزند * و از افعال ان جلا و تلطيف و ترقيق و تقطيع و تخشين و تجفيف و تسخين و منع